تبلیغات
زبان شناسی همگانی
 
زبان شناسی همگانی
درباره وبلاگ


سایت زبان شناسی همگانی در جهت گسترش و معرفی رشته زبان شناسی همگانی آغاز به کار کرد
rezasalimi18@yahoo.com

مدیر وبلاگ : رضا سلیمی
مطالب اخیر
نویسندگان


دارکنِس و وَندِنبوش برگردان آتوسا رستم بیک تفرشی

موضوع «زبان و مذهب» از مباحث نسبتا جدید زبان­شناسی اجتماعی است و در واقع رشد نظام­مند حوزۀ «زبان و مذهب» به عنوان شاخه­ای از زبان­شناسی اجتماعی به دهۀ گذشته می­رسد[2]. با نگاهی اجمالی به تاریخچۀ زبان­شناسی اجتماعی درمی­یابیم که اهمیت مذهب به عنوان یکی از عوامل تأثیرگذار در پژوهش­های مرتبط با تنوع زبانی، تغییر زبان، حفظ زبان، سیاست­ها و برنامه­ریزی زبانی در آثار برخی از افرادی که به عنوان پدر این شاخۀ زبان­شناسی نام گرفته­اند، مشهود است. به عنوان نمونه، اینار هوگن[3]در «زبان نروژی در آمریکا (1953)[4]» به موضوع وابستگی مذهبی، هویت و تغییر زبان در میان نروژی­های ساکن آمریکا می­پردازد.

مترجم: آتوسا رستم­بیک تفرشی[1]

موضوع «زبان و مذهب» از مباحث نسبتا جدید زبان­شناسی اجتماعی است و در واقع رشد نظام­مند حوزۀ «زبان و مذهب» به عنوان شاخه­ای از زبان­شناسی اجتماعی به دهۀ گذشته می­رسد[2]. با نگاهی اجمالی به تاریخچۀ زبان­شناسی اجتماعی درمی­یابیم که اهمیت مذهب به عنوان یکی از عوامل تأثیرگذار در پژوهش­های مرتبط با تنوع زبانی، تغییر زبان، حفظ زبان، سیاست­ها و برنامه­ریزی زبانی در آثار برخی از افرادی که به عنوان پدر این شاخۀ زبان­شناسی نام گرفته­اند، مشهود است. به عنوان نمونه، اینار هوگن[3]در «زبان نروژی در آمریکا (1953)[4]» به موضوع وابستگی مذهبی، هویت و تغییر زبان در میان نروژی­های ساکن آمریکا می­پردازد. اثر فیشمَن[5] و همکاران با عنوان «وفاداری زبانی در ایالات متحدۀ آمریکا[6]، (1966)» را می­توان راهنمایی برای رویکردهای میان­رشته­ای در نظر گرفت که به نقش عوامل مذهبی در فرایند فرایندهای تغییر و حفظ زبان در بافت مهاجرت می­پردازد. به غیر از هوگن و فیشمن، ویلیام ستوارت[7]  و چارلز فرگوسن[8] نیز به بررسی تأثیر متقابل زبان و مذهب پرداخته­اند. ستوارت (1968: 541) در رده­شناسی زبان­شناسی اجتماعی خود برای توصیف چندزبانگی ملی، نقش مذهبی زبان را (به عبارتی کاربرد اولیۀ زبان در تشریفات مذهبی یک مذهب خاص) به عنوان یکی از 10 نقش زبان فهرست می­کند. زمانی که مقالۀ دیوید کریستال[9] دربارۀ زبان و مذهب (1966) و مجلد ویراستۀ ویلیام سامارین[10] با عنوان زبان و مناسک مذهبی[11] (1976) منتشر شده بودند، فرگوسن (1982) جنبشی قدرتمند را در زمینۀ مطالعۀ همبستگی توزیع نظام­های خط و گسترش مذهب بنیان نهاد. فرگوسن (1982) با تکیه بر پژوهش­های پیشین به ضرورت بعد مذهبی در مطالعۀ الگوهای دوزبانگونگیِ کاربرد زبان[12] (فرگوسن 1959) و برنامه­ریزی زبان[13] (فرگوسن 1968) اشاره می­کند. در کنار همۀ این رویکردها، مطالعاتی که به جنبه­های زبانی سیاست مستعمراتی می­پردازند نیز به عوامل مذهبی توجه داشته­اند و به بررسی موشکافانۀ تأثیر فعالیت­های میسیونری در سراسر جهان بر معیارسازی و مستندسازی زبان­های در خطر پرداخته­اند. همچنین از طریق بررسی آشکار و منتقدانۀ «تأثیرات دسیسه­آمیز» گسترش زبانی با انگیزه­های مذهبی رابطۀ بین زبان و مذهب و وضعیت گویشوران زبان را مورد مطالعه قرار می­دهند.

یکی از راه­هایی که ما را با گسترۀ پژوهش­های حیطۀ زبان و مذهب آشنا می­کند، بررسی چارچوب ارائه شده در دایره المعارف فشردۀ زبان و مذهب[14] (2001) ویراستۀ سایر و سیمپسون[15] است. به غیر از بخش هفتم این کتاب که به زیستنامۀ افراد تأثیرگذار این حیطه اختصاص داده شده است، شش بخش اصلی این دایره­المعارف به این شرح هستند: بخش اول: زبان در بافت مذاهب خاص: این بخش اطلاعات کلی دربارۀ تنوع وسیع مذاهب (به عنوان مثال، مذاهب سنتی آفریقایی، مذاهب بومی استرالیایی، مسیحی، بودایی، اسلام، یهودی و غیره) و به­ویژه بر نقش زبان در هر یک از این مذاهب متمرکز است. بخش دوم: متون مقدس و ترجمه: تمرکز در این بخش بر متون مقدس است (تورات، انجیل، قرآن و غیره) همچنین بر اهمیت ترجمۀ متون مذهبی تأکید می­شود. بخش سوم: زبان­ها و اسناد مذهبی: این بخش به نقش برخی از زبان­ها یا گونه­های زبانی (مانند لاتین کلیسایی، اسلاویای کلیسایی، آرامی یهودی، پنجابی و غیره) در تاریخ و توسعۀ مذهب می­پردازد. همچنین مدخل­هایی دربارۀ رشد الفبا، کشف و شناسایی خطوط قدیمی و برخی از متون مقدس قدیمی دارد. بخش چهارم: کاربردهای خاص زبان: این بخش عمدتا به موضوع کاربرد ویژۀ زبان در متون عبادی (مانند مانترا (ذکر)، گلاسولالیا (سخنان نامفهوم ناشی از خلسگی) و سکوت در متون وابسته به علوم الهی (مانند استفاده از استعاره، حکایات و غیره)، در بافت تجربه­های مذهبی (مدیتیشن و غیره) و در زندگی روزمره (مانند دعا و نفرین) می­پردازد. بخش پنجم: باورهایی دربارۀ زبان: این بخش مباحث فلسفی در باب زبان مذهبی در آیین بودایی، مسیحیت و هندوئیسم را پوشش می­دهد. همچنین به باور وجود قدرت جادویی واژه­ها و اسامی در زبان می­پردازد. بخش ششم: مذهب و مطالعۀ زبان:  این بخش شامل مقالاتی است که توسط پژوهشگران در این حیطه نگارش شده است (مانند، پژوهش­هایی در زبان­شناسی عربی، چینی، فارسی) و یا موضوع پژوهش­های گروهی بوده است (مانند مدرسۀ تابستانی زبان­شناسی).

اسپولسکی[16] (2006) نیز چارچوبی را برای بررسی رابطۀ زبان و مذهب ارائه داده است که این جنبه­ها را در بر می­گیرد: 1- تأثیر مذهب بر زبان: موضوعاتی که در این حیطه می توانند مورد بررسی قرار گیرند شامل تأثیر مذهب بر انتخاب زبان، حفظ زبان و قرض گیری واژگانی است. 2- تقابل زبان و مذهب: پژوهش­ در این جنبه، به عنوان مثال به اثر متقابل مذهب و زبان در جوامع چندزبانه  می پردازد. آنچه در نتیجل این تعامل به خطر می افتد تک زبانگی و جمع­گرایی مذهبی است. 3- تأثیرات زبان و مذهب: یکی از موضوعاتی که در این حیطه می تواند مورد بررسی قرار گیرد نقش زبان در شکل­گیری اجتماع­های مذهبی است. 4- زبان، مذهب و باسوادی: در این حیطه جنبه­هایی مانند تأثیر زبان و مذهب بر باسوادی مورد بررسی قرار می­گیرند. البته اسپولسکی خود، این طبقه­بندی را کاملا قانع­کننده نمی­یابد و اذعان می­دارد که در این چارچوب همۀ ابعاد پوشش داده نمی­شوند( اسپولسکی، 2006: 7).

ویلیامز[17]، زبان­شناس ولزی در کتاب خود با عنوان «زبان­شناسی اجتماعی، نقدی جامعه­شناختی (1992)» یک فصل را به کارکردگرایی ساختاری پارسونی[18] اختصاص داده است. ویلیامز توضیح می­دهد که چگونه کارکردگرایی ساختاری «ظرفیت انسانی برای ایجاد و انتقال فرهنگ» را به  «ظرفیت کلی­تر سازگاری با محیط» ارتباط می­دهد. مذهب در اینجا نقش مرکزی ایفا می­کند و «همگانی تکاملی اولیه» در نظر گرفته می­شود. با وجود این برای اینکه عملکرد مؤثری داشته باشد باید از طریق «زبان در مقام دومین همگانی تکاملی» در فرایند ارتباط دخیل باشد. همانند خویشاوندی (از منظر تولید نسل اهمیت دارد) و فناوری (از منظر ارتباط با محیط فیزیکی حائز اهمیت است)، مذهب و زبان نیز به عنوان عناصر مردم­شناختی در تحول بشر در نظر گرفته می شوند. رابطۀ نزدیک بین زبان و مذهب و انعکاس آن در گاهوارۀ تمدن از گذشته­های دور مورد توجه بوده است و در بسیاری از مذاهب و اسطوره­ها منشأ الهی برای زبان در نظر گرفته شده است. در عین حال، از «زبان مذهبی[19]» هم سخن به میان آمده است.

زبان مذهبی را در مفهوم خرد آن می­توان اینگونه تعریف کرد: «زبانی که به طور مداوم توسط مذهب یا در حوزۀ مذهبی» مورد استفاده قرار می­گیرد (سامارین، 1987: 85). در این مفهوم، زبان مذهبی نوعی زبان است که به طور خاص در فعالیت­های مذهبی مورد استفاده قرار می­گیرد و کاربردهای دیگر آن بسیار محدود است شاید به یکی از دروس مدرسه یا در مقام یک زبان ادبی یا پژوهشی (فسولد، 1987: 77-78) محدود شود و  حتی در آن صورت نیز هدف زبان مذهبی عمدتا ایجاد امکان مشارکت نویسنده یا پژوهشگر در رسومات مذهبی است (بیکر[20]، 2000: 178-179 دربارۀ مذهب و یادگیری زبان)

نقش مذهب در معیارسازی زبان و نیز بر گسترش جغرافیای زبان از موضوعات مطرح در این حیطه است. ترجمه متون مقدس بر فرایند معیارسازی بسیاری از زبان­ها نیز تأثیر داشته است. به عنوان نمونه، برخی از زبان­های اقلیت و ناحیه­ای در سراسر اروپا هنوز در فرایندهایی چون انتخاب هنجار، تدوین و غیره با چالش مواجه هستند. مذهب در گسترش تنوع زبانی نیز نقش مهمی ایفا می­کند و به ویژه مبلغین مذهبی می­توانند با آموزش و واژگان و دستور یک زبان مذهبی در گسترش جغرافیایی آن تأثیرگذار باشند.

رابطۀ بین زبان، مذهب و نشانگرهای هویت نیز از دیگر چارچوب­های پژوهشی این حیطه به­شمار می­رود. مفهوم هویت طبق تعریف هارمان[21] (1995:8) اینگونه است: «یک اصطلاح کلی که طیفی از تجربه­های متفاوت را پوشش می­دهد». البته این به آن معنی نیست که نمی­توان هویت یا فرایند همزادپنداری را به شیوه­ای نظام­مند مورد بررسی قرار داد. هارمان (1996:22) از منظری انسان محور­، مکانیسم همزادپنداری به این معنا است که فرد سعی می­کند دنیا را به شیوه­ای دوتایی مقوله­بندی کند، بر مبنای آنچه که فرد هست یا می­خواهد باشد و یا آنچه که فرد نیست یا نمی­خواهد باشد. بررسی رابطۀ بین هویت و مذهب نیز از دیگر حیطه­های زبان­شناسی اجتماعی است.

آنچه مسلم است مرور چارچوب­هایی که تا کنون ارائه شده است به این معنا نیست که همۀ چاچوب­ها بررسی شده است. ولی به یقین می­توان گفت که رابطۀ بین زبان و مذهب از جنبه­های مختلف می­تواند مورد توجه زبان­شناسی اجتماعی قرار گیرد و خود از عرص­های پژوهشی وسیعی است که کم­تر به آن پرداخته شده است.

منابع

Baker, Colin (2000): A parents’ and teachers’ guide to bilingualism (2nd edition). Clevedon:Multilingual Matters.

Crystal, David (1966): Language and religion. In: Sheppard, Lancelot (Ed.): Twentieth century Catholicism. New York: Hawthorn Books, 11-28.

Darquennes, J., & Vandenbussche, W. (2011). Language and religion as a sociolinguistic field of study: some introductory notes.Sociolinguistica: Internationales Jahrbuch für Europäische Soziolinguistik= International Yearbook of European Sociolinguistics= Annuaire International de la Sociolinguistique Européenne, (25), 1-11.

Fasold, Ralph (1987): The sociolinguistics of society. Oxford: Blackwell.

Ferguson, Charles (1959): Diglossia. In: Word 15, 325-340.

Ferguson, Charles (1968): St. Stefan of Perm and applied linguistics. In: Fishman, Joshua A./Ferguson, Charles/ Das Gupta, Jyotirinda (Eds.): Language problems of developing nations. New York: Wiley, 253-265.

Ferguson, Charles (1982): Religious factors in language spread. In: Cooper, Robert L. (Ed.):Language spread. Bloomington: Indiana University Press, 95-106.

Fishman, Joshua A. (2006): A decalogue of basic theoretical perspectives for a sociology of language and religion. In: Omoniyi/ Fishman (Eds.), 13-25.

Fishman, Joshua A. et al. (1966): Language loyalty in the United States. The maintenance and perpetuation of non-English mother tongues by American ethnic and religious groups. The Hague: Mouton.

Haarmann, Harald (1995): Europeanness, European identity and the role of language – Giving profile to an anthropological infrastructure. In: Haarmann, Harald (Ed.): Europنische Identitنt und Sprachenvielfalt (Sociolinguistica 9). Tubingen: Niemeyer, 1-55.

Haarmann, Harald (1996): Identitat. In: Goebl, Hans/ Nelde, Peter H./ Wolck, Wolfgang/ Stary, Zdenek (Eds.): Kontaktlinguistik. Band I. Berlin/ New York: de Gruyter, 218-233.

Haugen, Einar (1953): The Norwegian language in America: A study in bilingual behavior. Philadelphia: University of Pennsylvania Press.

Samarin, William (1976): Language in religious practice. Rowley, MA: Newbury House.

Samarin, William J. (1987): The language of religion. In: Ammon, Ulrich/ Dittmar, Norbert/ Mattheier, Klaus J. (Eds.):Sociolinguistics. An international handbook of the science of language and societyVol 1. Berlin/ New York: de Gruyter, 85-91.

Sawyer, John F.A./ Simpson, J.M.Y. (Eds.) (2001): Concise encyclopedia of language and religion. Amsterdam: Elsevier.

Spolsky, Bernard (2006): Introduction. Part II. In: Omoniyi/ Fishman (Eds.), 4-9.

Stewart, William (1968): A sociolinguistic typology for describing national multilingualism. In: Fishman, Joshua A. (Ed.): Readings in the sociology of language. The Hague: Mouton, 531-545.

Williams, Glyn (1992): Sociolinguistics. A sociological critique. London: Routledge.

[1] . استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

[2] . این مقاله ترجمه و تلخیص مقالۀ دارکنِس و وَندِنبوش (2011)، با عنوان «زبان و مذهب به عنوان شاخه­ای از زبان­شناسی اجتماعی : برخی نکات مقدماتی» است.

[3]. Einar Haugen

[4]. The Norwegian Language in America

[5]. Joshua A.Fishman

[6]. Language Loyalty in the United States

[7]. William Stewart 

[8]. Charles Ferguson

[9]. David Crystal

[10]. William Samarin’s

[11]. Language in Religious Practice

[12]. Diglossic patterns of language use

[13]. language planning

[14] .Concise encyclopedia of language and religion

[15] .John F. Swayer and J.M.Y. (‘Seumas’) Simpson

[16]. Spolsky

[17] .Williams

[18] .Parsonian

[19]. religious

[20] Baker

[21] Haarmann





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مقاله مقایسه کنشهای گفتار در پیامک های فارسی زنان و مردان جوان



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

انجمن زبان‌شناسی ایران با همکاری پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و نشر نویسه پارسی برگزار می‌کند:

دومین همایش ملی زبان شناسی حقوقی

 

زمان برگزاری: 28آبان1394

مکان برگزاری: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

برنامه و عنوان سخنرانی ها: اینجا کلیک کنید

شرایط و شیوه ثبت ­نام: اینجا کلیک کنید

لینک ثبت نام: http://epayment.lsi.ir/





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فاطمه سیارپور

بنا به نظر برخی انسان شناسان، ظهور تقسیم کار جنسیتی میان زن و مرد در جوامع شکارگر و جمع آوری کننده، مبنای تفاوت های جنسیتی میان آنان شد، امری که تاکنون نیز ادامه داشته و بسیاری از تعاملات، کنش های بشری، فرهنگ ها و جوامع گوناگون از خلال آن پدید آمده اند. از سوی دیگر با ورود به عصر مدرن و همزمان با انقلاب صنعتی شاهد بروز سه موج علیه پدیده ای بوده ایم که در قالب تئوری های فمینیستی و اخیرا مطالعات جنسیتی قابل تحلیل و بررسی شده اند...

 

و اکنون در سراسر دنیا توجه به دنیای زنان به بخش قابل ملاحظه ای از ادبیات دانشگاهی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی و غیره بدل شده است. اما هنوز و با توجه به دو سده تلاش برای به عرصه آمدن و دیده شدن زنان به مثابه نیمی از جمعیت جامعه انسانی، نمی توان گفت که این توجه توانسته به یقین از بخش زیادی از مشکلات حضور زنان در فضای اجتماعی اعم از خانواده تا جامعه  بکاهد، اما توانسته بخش زیادی از توجه محافل علمی، سیاسی و غیره را به سویی رهنمون سازد که اکنون  بدانیم به ویژه در سنت ادوارد سعید  مستشرق فلسطینی-آمریکایی و به تبعیت از آن لیلا ابولقود انسان شناس فلسطینی-آمریکایی، هر گونه تلاش برای به دست آوردن آن چه در ادبیات فمینیستی غربی، احقاق حقوق زنانه می نامیم، به ناچار راه به سویی می برد که در روزگاری نه چندان طولانی آینده خصوصا در مورد ساکنان مناطقی که اکنون با نام خاور میانه شناخته می شوند، باید گروه هایی شکل بگیرند که در قالب پژوهش های دانشگاهی و مطالبات سیاسی، خواستار احقاق حقوق مردان شوند. با آگاهی به این موضوع و ضمن داشتن این رویکرد و پرهیز از نگاه تک جنسیتی، در این یادداشت به طرح این مسئله می پردازیم که پدیده زن ستیزی (misogyny) چگونه خود را در شبکه های اجتماعی مجازی نشان می دهد؟ و با توجه به حضور گسترده زنان در عرصه های دانشگاهی و تحصیلات عالی و داشتن شغل (اگرچه با آماری حدود 13 درصد در کشور)، که بیش از هر چیز نشان دهنده پذیرش ذهنی، فکری، روانی و فرهنگی این جنسیت به ویژه با اتخاذ سیاست های فرهنگی پس از انقلاب در لایه های مختلف اجتماعی ما با در نظر گرفتن نرخ نزدیک به صفر آن حدود چند دهه پیش است، اساسا  به چنین تناقضاتی چه پاسخی می توان داد که عرصه مدرنی مانند فضای سایبری چگونه از توهین و تحقیر و تضعیف این جنسیت در امان نیست و شبکه های مختلف به ویژه نرم افزارهای شبکه ای تلفن های همراه، عرصه ای برای خودنمایی مردان علیه زنان می شود و آن چه در قالب "لطیفه"و در سطحی  دیگر "جوک"  به قصد خنداندن و آوردن لبخند بر لبان دوستان و همراهان و اعضای خانواده و همکاران و سایرین به سرعت برق منتشر می شود، با دست یازی به انواع صنایع زبانی مانند تشبیه و استعاره و کنایه آن هم در شکلی بسیار پیش پاافتاده و مبتذل، حاکی روایت های روزمره از زندگی زنان و مردان ایرانی می شود که لزوما و نه در هیچ شکل دیگری، در قالب یک رابطه فرادست/ فرودست، زنان را در نقطه پایین تر جایگاه مردان قرار می دهد و از آنان چهره ای بی نهایت ابله می سازد که توان هیچ پردازش ذهنی و اجتماعی به ویژه توانش های زبانی که با توجه به دستاوردهای علوم شناختی مبنای هرگونه رشد و تفکر و بالندگی در ذهن و اجتماع هستند، را ندارند.

در پاسخ به چنین پرسش هایی ابتدا باید گفت، آن چه مبنای بازتولید (reproduce) این رابطه نابرابر در شبکه های اجتماعی می شود بیش از هر چیز یک قالب زبان شناختی دارد، و بر این فرض استوار است که زنان از فهم کلمات و جملات مردان ناتوانند و در سطحی دیگر قدرت تشخیص موقعیت هایی را ندارند که ممکن است با کلمات شبیه هم بیان شود. از سوی دیگر به نظر می رسد تقسیم حوزه زبانی به نوشتار یعنی آن چه در اسکرین ها و صفحات مبایل و تبلت به صورت "نوشته" توسط مردان منتشر می شود و"گفتار" یعنی آن چه مدعی می شوند که از زنان شنیده شده و توسط مردان به شکل لطیفه در می آید و به صورت نوشته -هر چند در شکلی مبتذل که شبیه نثر هیچ طنزپرداز صاحب نام فارسی زبان از دوران ادبیات کلاسیک تا مدرن نیست- منتشر می شود، اگرچه امر جدیدی نیست اما در این جا هم اتفاق افتاده و نشان می دهد که مردان همچنان خواهان آنند که عرصه زبان را از حضور زنان خالی نگه دارند و اجازه ورود و کنشگری فعالانه را به آنان ندهند و این مسئله بیش از هر چیز می تواند به این امر اشاره داشته باشد که تاکید بر حفظ دوگانگی نوشتار/ گفتار از سوی مردان و تقسیم آن به نوشتار مردانه و گفتار زنانه ایجاد نوعی میدان مبارزه برای رودررویی با حریفی است که بیش از هر چیز او را به مثابه سوژه و معنا در نظر گرفته و خود را به مثابه بیان در نظر می گیرد و چنان چه عبداله غذامی پژوهشگر فرهنگی و منتقد ادبی عرب با تبیین و تحلیل قصه های هزار و یک شب در کتاب زن و زبان نیز می گوید در رابطه میان معنا و بیان مسلما میدان قدرت در دست بیان است و معنا در هر صورت سوژه ای است که به شکل دلخواه و به تعبیری دیگر دستکاری شده (manipulated) به بیان در می آید. بنابراین در این جا به نکته ای می رسیم که بیش از همه پژوهشگران علم و فلسفه در نزد سیمون دوبوار به ویژه در کتاب جنس دوم به دقت تبیین شده که طی آن زن، زن به دنیا نمی آید بلکه زن می شود و این بیش از هر چیز ناظر بر آن است که فرهنگ نه تنها قدرت تعریف زنانگی را دارد بلکه  از آن بالاتر با دست یازی به ابزار قدرتمند زبان، می تواند گونه ای از زنانگی را بازتولید کند که لزوما با واقعیت منطبق نیست و حتی می تواند از آن فاصله های زیادی داشته باشد و بدتر آن که زنانگی به شکلی که به مثابه یک واقعیت اجتماعی(social fact) در لایه های مختلف جامعه بروز یافته و متجلی شده، هیچ گاه مجال نمایش و عرضه و بازنمایی (representation) نیابد .

در این میان باید پرسید چرا زن ستیزی اتفاق می افتد؟ در پاسخ باید گفت روی دیگر سکه زن ستیزی،  زن هراسی (gynophobia) است و هراس از زن نه به مثابه  یک انسان، بلکه به مثابه یک پدیده اجتماعی امر فراگیری است که طبیعتا شبکه های اجتماعی حتی با توجه و در نظر گرفتن زیرساخت های تکنیکی مدرن و پیشرفته که محصول عصر مدرن تفکر انسانی است، نمی تواند به خودی خود مانع ظهور چنین ادبیات سخیفی باشد و به نظر می رسد هر جا که زبان بتواند وارد شود، همواره امکان و احتمال زن ستیزی به دلیل زن هراسی وجود دارد زیرا به هر حال زبان ابزار فرهنگ است و راه مقابله با آن رفتن زنان به سوی حوزه های نوشتاری در زبان است تا زنانگی بازتعریف شده توسط زنان به داوری کل اجتماع گذاشته شود تا مشخص شود آن  نوشتاری که اکنون با ابتذال هر چه بیشتر در شبکه های اجتماعی حضور دارد، صرفا محصول زبان مردانه ای است که وجود خارجی ندارد. اما نباید این نکته را هم از نظر دور داشت که با وجود تبادلات چندصد میلیونی روزانه کاربران فارسی زبان حوزه ایران فرهنگی، بسیاری از مردانی هم هستند که به این رویه معترضند و در برابر هر پیامی که به سرعت با چنین محتواهایی منتشر می شوند موضعی نقادانه و جدی می گیرند و نه تنها خود چنین مواردی را منتشر نمی کنند بلکه در برابر همجنسان خود می ایستند و همین پدیده به خودی خود امر مبارکی است که نشان می دهد زبان فارسی به سوی بازشدن و گشایش به سمت زبان زنانه (با تعریفی که در این نوشته آمد و نه لزوما در معنای ادبیاتی مانند تولید رمان و داستان که شرح آن در این مجال نیست) می رود و زنان نیز باید با تولید هر چه بیشتر در حوزه زبان به بازتعریف واقعی زنانگی در شکل گسترده و عام آن بپردازند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
احمد جلالی فراهانی

فریدون بدره اى را آنهایى مى شناسند که سر و کارشان با تمدن و فرهنگ اسلامى است. نزدیک به شصت کتاب از او منتشر شده که البته اکثر آنها ترجمه است. دکتر بدره اى متولد ۱۳۱۵ کرمانشاه است و لیسانس ادبیات فارسى و فوق لیسانس و دکترى زبان شناسى دارد. او پس از اخذ مدرک دکترى، در فرهنگستان زبان ایران به کار مشغول شد. مدتى هم رئیس پژوهشگاه واژه نامه هاى بسامدى و کتابخانه آن فرهنگستان هم بود. چند صباحى هم رایزن فرهنگى ایران در پاکستان شد و بعد از انقلاب مدتى رئیس کتابخانه ملى بود و یک سال و اندى هم به عنوان استاد مدعو در دانشگاه کالیفرنیا در برکلى تدریس کرده و در چند حوزه، کارهایى را تألیف و ترجمه کرده است...

-فریدون بدره اى. متولد ۱۳۱۵. کرمانشاه.

-لیسانس ادبیات فارسى از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران

-فوق لیسانس و دکتر در رشته زبانشناسی و ادبیات از  دانشگاه تهران

-برخوردار از  تعلیمات دکتر ذبیح الله صفا، بدیع الزمان فروزانفر، استاد جلال همایی، استاد مدرس رضوی، دکتر محمد معین، دکتر یحیی مهدوی، استاد ابراهیم پور داود، استاد عصار، دکتر لطفعلی صورتگر، دکتر محمد باقر هوشیار، دکتر حسین خطیبی، دکتر صادق کیا و دکتر احسان یارشاطر.

- رئیس اسبق پژوهشگاه واژه نامه هاى بسامدى و کتابخانه فرهنگستان زبان ایران

- رایزن فرهنگى سابق ایران در پاکستان 1356

 -رئیس اسبق کتابخانه ملى.

-انتخاب "تاریخ و عقاید اسماعیلیه" در دوره پانزدهم کتاب سال

-او یک سال و اندى هم به عنوان استاد مدعو در دانشگاه کالیفرنیا در برکلى تدریس کرده است.

-اولین کتاب هایش در سال هاى ۱۳۳۳ و ۳۴ با عنوان “ناشناخته” و “دخترى که مرد” منتشر مى شود.

از دکتر فریدون بدره اى بیش از ۶۰ جلد کتاب تاکنون ترجمه و تألیف شده است که برخى از  آنها عبارتند از:

-سرآغازهای علم در غرب، دیدید سی. لیندبرگ، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: علمی و فرهنگی، ۱۳۷۷

-فرقه اسماعیلیه، مارشال گودوین سیمز هاجسن، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: علمی و فرهنگی

-طب اسلامی، مانفرد اولمان، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: توس

-بزرگان فلسفه، هنری توماس، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: علمی و فرهنگی

-سفرنامه جکسن: ایران در گذشته و حال، آبراهام والنتاین ویلیامز جکسون، فریدون بدره‌ای (مترجم)، منوچهر امیری (مترجم)، ناشر: علمی و فرهنگی

-افسانه‌های حشاشین، یا، اسطوره‌های فدائیان اسماعیلی، فرهاد دفتری، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: فرزان روز

-مارتین لوتر، اصلاح‌گر کلیسا، هری امرسن فازدیک، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: علمی و فرهنگی

-مختصری در تاریخ اسماعیلیه: سنت‌های یک جماعت مسلمان، فرهاد دفتری، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: فرزان روز

-ساخت رمان، ادوین میور، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: علمی و فرهنگی

-تاریخ و عقاید اسماعیلیه، فرهاد دفتری، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: فرزان روز

-واژه‌های دخیل در قرآن مجید، آرتور جفری، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: توس

-مفاهیم اخلاقی - دینی در قرآن مجید، توشی هیکو ایزوتسو، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: فرزان روز

-تحلیلی از هزار و یک شب، رابرت ایروین، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: فرزان روز

-سلسله‌های اسلامی جدید، راهنمای گاهشماری و تبارشناسی، کلیفورد ادموند باسورث، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: باز

-آشیانه عقاب: قلعه‌های اسماعیلی در ایران و سوریه، پیتر ویلی، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: فرزان روز

-عدالت و ذکر: درآمدی بر مقام معنوی امام علی (ع)، رضا شاه کاظمی، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: فرزان روز

-اسماعیلیه و ایران: مجموعه مقالات، فریدون بدره‌ای، فرهاد دفتری، شکوه ذاکری (ویراستار)، ناشر: فرزان روز

-کورش کبیر در قرآن مجید و عهد عتیق، فریدون بدره‌ای، ناشر: اساطیر

-آیین شهریاری در شرق، سموئیل کندی ادی، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: علمی و فرهنگی

-حضور ایرانیان در جهان اسلام، ریچارد هوانسیان، جورج صباغ، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: باز

-جامعه مدنی در جهان اسلام: چشم‌اندازهای معاصر، امین ساجو، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: فرزان روز

-پژوهشی در یکی از امپراتوری‌های اسلامی، تاریخ فاطمیان و منابع آن، پل ارنست واکر، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: فرزان روز

-من بادم و تو آتش: درباره زندگی و آثار مولانا، آنه ماری شیمل، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: توس

-تاریخ و اندیشه‌های اسماعیلی در سده‌های میانه، فریدون بدره‌ای، فرهاد دفتری، ناشر: فرزان روز

-بین انقلاب و دولت: مسیر تشکیل دولت فاطمی قاضی نعمان و توجیه مشروعیت حکومت فاطمی، فریدون بدره‌ای، سمیه همدانی، ناشر: فرزان روز

-اندیشه غربی و گفتگوی تمدن‌ها: مجموعه سخنرانی‌های همایش ۲۹ - ۲۰ اکتبر ۱۹۷۷، باقر پرهام (مترجم)، فریدون بدره‌ای (مترجم)، خسرو ناقد (مترجم)، ناشر: فرزان روز

-خاطرات یک ماموریت، سیره دانشمند، سیاستمدار و شاعر اسماعیلی موید فی الدین شیرازی، فریدون بدره‌ای، ورنا کلم، ناشر: فرزان روز

-بقای بعد از مغول، نزاری قهستانی و تداوم سنت اسماعیلی در ایران، فریدون بدره‌ای، نادیا ابوجمال، ناشر: فرزان روز

-پراگماتیسم، ویلیام جیمز، عبدالکریم رشیدیان (مترجم)، فریدون بدره‌ای (ویراستار)، ناشر: علمی و فرهنگی

-نخستین اندیشه‌های شیعی تعالیم امام محمد باقر (ع)، ارزینا لالانی، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: فرزان روز

-غزالی و اسماعیلیان، مشاجره بر سر عقل و مرجعیت در اسلام سده‌های میانه، فریدون بدره‌ای، فاروق متها، ناشر: فرزان روز

-سنت و فرهنگ، مجموعه مقالات، ذبیح‌الله صفا، فریدون بدره‌ای (مترجم)، ناشر: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات

-تاریخ تمدن، اصلاح دینی، ویلیام جیمز دورانت، آریل دورانت، فریدون بدره‌ای (مترجم)، پرویز مرزبان (مترجم)، سهیل آذری (مترجم)، ناشر: علمی و فرهنگی

 

فریدون بدره اى را آنهایى مى شناسند که سر و کارشان با تمدن و فرهنگ اسلامى است. نزدیک به شصت کتاب از او منتشر شده که البته اکثر آنها ترجمه است. دکتر بدره اى متولد ۱۳۱۵ کرمانشاه است و لیسانس ادبیات فارسى و فوق لیسانس و دکترى زبان شناسى دارد.

او پس از اخذ مدرک دکترى، در فرهنگستان زبان ایران به کار مشغول شد. مدتى هم رئیس پژوهشگاه واژه نامه هاى بسامدى و کتابخانه آن فرهنگستان هم بود.

چند صباحى هم رایزن فرهنگى ایران در پاکستان شد و بعد از انقلاب مدتى رئیس کتابخانه ملى بود و یک سال و اندى هم به عنوان استاد مدعو در دانشگاه کالیفرنیا در برکلى تدریس کرده و در چند حوزه، کارهایى را تألیف و ترجمه کرده است.

او کار نوشتن را با دو مجموعه داستان آغاز کرد که در سال هاى ۱۳۳۳ و ۳۴ منتشر شدند. کتاب اول «ناشناخته» شامل ۹ داستان بود و «دخترى که مرد» با دو داستان. بخشى از کارهاى او در حوزه تحقیق است که اولین آن در سال ۱۳۳۸ تحت عنوان «کورش کبیر در قرآن مجید و عهد عتیق» به چاپ رسید.

دکتر بدره اى پژوهش هایى هم در حوزه واژگان پایه کودکان دبستانى ایران و واژه نامه هاى بسامدى داستان رستم و سهراب و فرود فردوسى انجام داده است. کارهاى ایشان را در حوزه ترجمه مى توان به چند شاخه تقسیم کرد. در حوزه ادبیات، غیر از رمان هایى که ترجمه کرده است، آثارى در حوزه نقد و نظریه ادبى دارد که دو کتاب از «پراب» است.

اثار دیگرى چون «جامعه شناسى ذوق ادبى»، «ساخت رمان» و کتاب «رشد ادبیات» اثر «چادویک» که از مجموعه سه جلدى و به زبان انگلیسى است و جلد اول آن را به فارسى برگردانده است.

بخش دیگرى از ترجمه هاى دکتر بدره اى در حوزه تاریخ و عقاید اسماعیلیه است که در ده سال اخیر این کارها چاپ شده است که کتاب «تاریخ و عقاید اسماعیلیه» از دکتر فرهاد دفترى، برنده کتاب سال هم شده است. با این حال خود دکتر بدره اى کتاب هاى دیگرش را خیلى دوست دارد. «از این چند کتاب یکى کتاب ریخت شناسى قصه هاى پریان اثر ولادیمیر یاکف لویچ پراب و دیگرى ریشه هاى تاریخى قصه هاى پریان از همین نویسنده است.»

کتاب ریخت شناسى قصه هاى پریان که متن اصلى آن در ۱۹۲۸ چاپ شد، دومین اثر پراب و ریشه هاى تاریخى قصه هاى پریان هجدهمین اثر اوست. «هنگامى که من کتاب ریخت شناسى قصه هاى پریان را ترجمه کردم،هرگز گمان نمى کردم این همه تأثیرگذار باشد. جاى خوشحالى است که هر سالى که مى گذرد مى بینم اقبال محققان و دانشجویان رشته هاى ادبى و مردم شناسى و فولکلور به این کتاب بیش از پیش مى شود»

دکتر بدره اى درباره این کتاب ادامه مى دهد: «اندیشه اساسى در کتاب ریخت شناسى قصه هاى پریان این است که کثرت بیش از اندازه جزییات قصه هاى پریان قابل تقلیل به یک طرح واحد است و عناصر این طرح که تعدادشان سى و یک مورد است همیشه یکى هستند و همیشه با نظم خاصى در پى هم مى آیند و بالاخره اینکه تنها هفت شخصیت مختلف در این قصه ها ظاهر مى شوند.»

یکى دیگر از کتاب هاى اثرگذار که توسط دکتر بدره اى ترجمه شده است، کتاب «رشد ادبیات» اثر هکتور مونروچادویک و نوراکر شاوچادویک است که ترجمه جلد اول آن در سال ۱۳۷۶ انجام شد و به چاپ رسید. دکتر بدره اى درباره این کتاب مى گوید «هدف نویسندگان این کتاب که ۳ مجلد قطور و نزدیک به ۳ هزار صفحه است، این است که دریابند آیا اصول کلى در رشد ادبیات در کار است و اگر هست آیا ردگیرى این اصول امکان پذیر است یا نه. آنها کوشیده اند تا از راه بررسى تطبیقى نوع هاى (ژانرها)ى ادبى که در کشورها و زبان هاى گوناگون در دوره هاى مختلف تاریخ یافت مى شود به این پرسش ها پاسخ مى گویند.

یکى از مشکلات مترجمان ایرانى در بحث ادبیات داستانى، به ویژه کار ترجمه، کمبود واژه ها و اصطلاحاتى است که آنها در برابر صدها واژه و اصطلاح فرنگى دارند. دکتر بدره اى در این باره مى گوید «بسیارى از این اصطلاحات وقتى پاى ژانرهاى شفاهى به میان مى آید چه در زبان فارسى وچه در زبان هاى دیگر براى بیان مقصود اغلب وافى به مقصود نیستند. ویلیام بسکام، فولکلورشناس و مردم شناس معروف آمریکایى در مقاله اى که درباره ادبیات داستانى شفاهى عامیانه نوشته، لازم دیده که ابتدا اصطلاح روایت عامیانه (falk narrative) را به کار ببرد تا بتواند در زیر آن انواع روایات داستانى عامیانه را تعریف و دسته بندى کند. او در ادامه این داستان ها را به ۳ دسته تقسیم مى کند که عبارتند از: اول قصه هاى عامیانه که در واقع داستان هاى روایى منثورى هستند که غیرواقعى و افسانه اى تلقى مى شوند. دوم اسطوره که همان داستان هاى روایى منثورى که شرح و توصیف حقیقى آنچه که در گذشته دورى اتفاق افتاده است را مى گویند و سوم افسانه، افسانه ها داستان هاى روایى منثورى هستند که مانند اسطوره ها گویندگان و شنوندگان، آنها را واقعى تلقى مى کنند و با این حال بیشتر آنها گیتایى یا دنیوى هستند و نه لاهوتى و قهرمانان اصلى آنها آدمیان اند.»

پس از این توضیحات دکتر بدره اى ادامه مى دهد: «با همه دقتى که در تفصیل این سه دسته از داستان هاى روایى به کار رفته، مرز افتراق آنها بسیار لغزان است و تداخل یکى دیگرى امکان پذیر.» بنابراین شاید بتوان مسأله کمبود واژگان را براى برگرداندن این افسانه ها و اسطوره ها و قصه هاى عامیانه بیشتر فهمید و بیشتر از این جهت به سختى کارمترجم براى ترجمه آنها پى برد.

یکى از ویژگیهاى اصلى دکتر بدره اى در قلمرو تداوم اوست و بیش از پنجاه جلد ترجمه و تألیف در ۴۹ سال گذشته نشان مى دهد که تقریباً سالى بیش از یک کتاب به کتابخانه هاى ما افزوده است. در این میان، اما ترجمه کتاب فرقه اسماعیلیه نوشته «مارشال هاجسن» کاریست کارستان. چه به گفته کسانى چون هوشنگ رهنما ترجمه این اثر کار آسانى نبوده است و دکتر بدره اى ماهها صرف مطالعه و بررسى تاریخ اسماعیلیه کرده و پیش از اینکه قلم بردارد و نخستین جمله کتاب را به فارسى برگرداند، بیش از سى کتاب مرجع و منبع را خوانده بود. ترجمه این کتاب اعتبار دکتر بدره اى را به عنوان یک مترجم تمام عیار تثبیت کرد و به علاوه زمینه اى شد که از آن پس ترجمه آثار مربوط به اسماعیلیه در حیطه تخصص او قرار گیرد و در آن نام آور شود.

دکتر بدره اى دوره هاى فوق لیسانس و دکترا را در عرض کمتر از چهار سال گذرانده و در سال ۱۳۵۰ دکتراى زبان شناسى خود را دریافت کرده است و دانش زبان شناختى در واقع فرصتى فراهم ساخت که او نسبت به روى دیگر مسأله زبان نیز به آشنایى عمیق و ریشه دار دست یابد. بدره اى که وجه Parole زبان را از رهگذر آموزش و کاربست زبان و ادبیات فارسى و انگلیسى فرا گرفته بود، اینک بر وجه Langue آن به تعبیر «سوسور» نیز تسلط یافته بود.

بدره اى از سال ۱۳۴۴ تا سال ۱۳۵۰ شش کتاب را ترجمه کرده است و تا این تاریخ آثار او بالغ بر بیست کتاب مى شد. یکى از آن کتابها، کتاب معروف «آیین شهریارى در شرق» است که چاپ دوم آن اخیراً منتشر شده است. این کتاب که یکى از معروفترین نوشته هاى «سیموئل ادى کندى» است، بیشتر به شیوه مقاومت فرهنگهاى خاورمیانه در برابر تهاجم فرهنگى یونانى مى پردازد و با روایت جهان گشایى اسکندر و اشاعه «هلنیسم» در آسیا آغاز مى شود و حدود یک سال هم به درازا مى کشد. دکتر بدره اى درباره این کتاب مى گوید «این کتاب در زبان اصلى یعنى انگلیسى عنوان دیگرى داشت که آن عنوان The King is dead بود که ترجمه اش مى شد «شاه مرده است»، مسلم بود که در سال ۱۳۴۷ با این عنوان هیچ کتابى نمى توانست منتشر شود. با این حال مؤسسه فرانکلین و ناشرى که براى چاپ به او واگذار شده بود، پس از رایزنیها و مشورتها به این نتیجه رسیدند که نام کتاب را آیین شهریارى در شرق بگذارند. نظر خود من آن بود که عنوان فرعى متن انگلیسى را که ایستادگى مشرق زمین در برابر یونانى مآبى یا هلنى مآبى بود، عنوان کتاب قرار دهیم که هم رسا و هم گویاى نیت و غرض نویسنده بود. خود مؤلف کتاب در مقدمه آن آورده است که «غرض من از این بررسى این است که شواهد و مدارکى درباره مقاومت شرقیان در برابر جهانگیرى و حکومت یونانیان بیابم، علل آن و طرق توجیه و جانبدارى از آن را کشف کنم، صورتهایى را که بدان متجلى گشته است، نشان دهم و نتایج دور و نزدیک آن را باز نمایم.به هرحال کتاب با عنوان آیین شهریارى در شرق به چاپ مى رسد که غلط نیست، ولى غرض را روشن بیان نمى کند. در ضمن عنوان اصلى هم تنها با درنظر داشتن فلسفه شهریارى در شرق که همه نظم و نسق جهان عادى و معنوى را وابسته به وجود شاهى که مؤید از جانب خداوند باشد، مى دانست، توجیه پذیر بود و معنى داشت، زیرا هنوز هم در میان بسیارى از طوایف و مردم متداول است که در دوران هرج و مرج و آشوب زدگى مى گویند مگر شاه مرده یا «دوران شاه مردگى» است.»

ماجراى انتشار این کتاب هم برایش خودش حکایتى است. ظاهراً از توزیع کتاب توسط دولت وقت جلوگیرى مى شود و در انبار مؤسسه فرانکلین باقى مى ماند تا انقلاب که «تاراج رفت و در گوشه و کنار خیابان به ثمن بخس به فروش رسید. مرحوم دکتر مهرداد بهار که کتاب را در این ایام دیده بود، در حاشیه یکى از مقالاتش از آن یاد کرد و زبان به تعریف گشود و این امر تا حدى براى کتاب اعاده حیثیت کرد.»

و حالا بعد از ۳۶ سال کتاب در سال گذشته مجدداً منتشر شده است و انتشار آن در این زمان که همه جا سخن از تهاجم فرهنگى است را باید به فال نیک گرفت. دکتر بدره اى در این باره مى گوید: «اى کاش ناشر اینقدر براى مترجم کتاب اهمیت قائل مى شد که از او بخواهد تا در آن تجدیدنظر کند تا «پیامبر» پیام بر نشود.»

دکتر بدره اى در چند سالى که در فرهنگستان زبان بود، کمتر ترجمه کرد و بیشتر به تألیف آثارى در روش شناسى واژه سازى و واژه گزینى، پژوهش در شیوه هاى علمى آماده سازى واژه نامه بسامدى و بر روى هم بررسیهاى زبان شناختى مشغول بود. محصول این دوره از زندگى علمى او هفت کتاب پژوهشى است که از آن میان مى توان از واژه نامه هاى بسامدى رستم و سهراب، داستان فرود، واژگان نوشتارى کودکان دبستانى ایران که پایان نامه دکترایش هم بود، نام برد.

در یک جمع بندى کلى، از آنچه درباره کارنامه علمى دکتر بدره اى به دست مى آید، جمله اى است که سید عرب چند سال پیش در کتاب ماه ادبیات و فلسفه به او مى گوید. او خطاب به دکتر مى گوید: «آقاى دکتر، صرف نظر از اینکه شما ابتدا ترجمه را شروع کردید، بعد زبان شناسى آموختید، به لحاظ معنوى زبان شناسى مقدم بر کار ترجمه شماست. به گمان بنده شما زبان شناسى هستید که به ترجمه برخى از منابع مى پردازید.» شاید بتوان این جمله «سید عرب» را با نظرى که هوشنگ رهنما که خود مترجمى است بزرگ، درباره دکتر بدره اى دارد، تکمیل کرد.

هوشنگ رهنما درباره دکتر بدره اى مى گوید: «در فرهنگ سنتى اعتبار تألیف ظاهراً فراتر از اعتبار ترجمه است و این واقعیت، زمانى برجسته مى شود که در دانشگاهها ترجمه امتیازى عاید عضو هیأت علمى نمى کند، اما اگر بپذیریم که امروزه در این جامعه در مقطعى از تطور تاریخى قرار گرفته ایم که بى شباهت به عصر سده هاى اول اسلامى در شرق و عصر سده هاى پس از جنگهاى صلیبى در غرب نیست، باید اذعان کنیم که به همان میزان که ترجمه آثار یونانى و ایرانى در مورد نخست به غناى فرهنگ اسلامى انجامید و در مورد دوم ترجمه آثار عربى ترجمه شده بنیاد فرهنگ غربى را که امروزه مى شناسیم، پى افکند، ترجمه به اندازه تألیف ـ اگر نه بیشتر ـ به جهش فرهنگى ایران امروز یارى مى کند و دکتر بدره اى در کنار دیگر مترجمان شایسته در کانون این یارى رسانى قرار دارد.»

و حقیقت آن است که دکتر بدره اى هیچ متنى را بدون پژوهش لازم و کافى در مورد موضوع آن ترجمه نکرده است و پیشگفتارهایى که بر کتابهاى ترجمه خود نوشته، گواه صادق این مدعاست و از احاطه عالمانه او در آن زمینه خبر مى دهد.

- این مقاله ابتدا در مجموعه «مهرگان» و در جشن نامه مشاهیر معاصر ایران به سفارش و دبیری محسن شهرنازدار تهیه و منتشر شده است. پروژه مهرگان که در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی ، در موسسه فرهنگی- مطبوعاتی ایران به انجام رسید؛ به معرفی نخبگان ایرانی متولد 1290 تا 1330 خورشیدی می پرداخت. بخشی از این پروژه سال 1383در قالب کتاب منتشر شده است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 42 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :