تبلیغات
زبان شناسی همگانی
 
زبان شناسی همگانی
درباره وبلاگ


سایت زبان شناسی همگانی در جهت گسترش و معرفی رشته زبان شناسی همگانی آغاز به کار کرد
rezasalimi18@yahoo.com

مدیر وبلاگ : رضا سلیمی
مطالب اخیر
نویسندگان

به نام خدا

 

دانشجویان و دانش‌آموختگان گرامی رشته‌های زبان‌شناسی، آموزش زبان فارسی به غیرفارسی‌زبانان و زبان‌های باستانی ایران

هیات مدیره انجمن زبان‌شناسی ایران در پاسخ به نامه‌ای که تعدادی از افراد دلسوز این جامعه تهیه کرده بودند ضروری می‌داند نکات زیر به اطلاع همگان برساند:  

انجمن زبان‌شناسی ایران با آن که  به موجب اساس‌نامة مورخ سال 1383به هدف فراهم ساختن زمینه‌های لازم برای فعالیت‌های علمی و پژوهشی تشکیل گردیده معهذا به درخواست صنفی این عزیزان نیز که پیش از این به صورت فردی و در مراجعه‌های حضوری مطرح شده بود توجه داشته و در مردادماه 1394 نیز نامه‌ای جهت پی‌گیری این قبیل مطالبات به مقامات مسؤل ارسال گردیده‌است.

یکی از نکات اصلی مطرح گردیده در نامه یاد‌شده به ظرفیت پذیرش دانشجو و امکانات جذب دانش‌آموختگان این رشته و ایجاد گرایش‌های کاربردی مربوط می‌شود.  لازم به ذکر است که تا به امروز تصمیم‌گیری‌های مربوط به افزایش یا کاهش پذیرش دانشجویان رشته‌های مختلف دانشگاهی و ظرفیت پذیرش هیات علمی در اختیار انجمن‌ها نبوده و به برنامة کلان کشوری و برنامه‌ریزی‌های وزارت علوم، تحقیقات و فناوری مربوط می‌شده‌است.  امیدواریم که به همت آن اعضائی که با وزارت علوم، تحقیقات وفناوری همکاری دارند بازاندیشی در این رشته و گرایش‌های آن عملی گردد. همچنین انتظار می‌رود که دانشجویان این رشته  پس از ورود به این عرصه، توانمندی‌ها و ظرفیت‌های کاربردی رشتة خود را شناسایی کنند.

انجمن زبان‌شناسی ایران در این زمینه سعی داشته با برگزاری همایش‌های تخصصی به کاربردهای مختلف زبان‌شناسی در حوزه‌های متنوع بپردازد تا توانایی‌های زبان‌شناسان برای حضور فعال در زمینه‌های مختلف را نمایان سازد. در 5 سال گذشته در ضمن همکاری با مراکز آموزش عالی کشور برای برگزاری همایش‌های زبان‌شناختی، این انجمن 24 همایش تخصصی زبان‌شناسی را برگزار نموده که به یاری اعضاء فعال انجمن تحقق یافته است. به این ترتیب امید می‌رود که در آینده، تنها امکان کاریابی آنان، استخدام در بخش تدریس نباشد. ناگفته نباید گذاشت که هم‌اکنون در کمیتة بازنگری برنامه‌های درسی موضوع درس‌های میان‌رشته‌ای مورد بررسی قرارگرفته است.

 

نکتة دیگری که مطرح گردیده به ساختار هیات مدیره انجمن زبان‌شناسی و امکان شرکت کلیة‌ دانش‌آموختگان در فرایند انتخاب هیات مدیره ارتباط می‌یابد.  متاسفانه اغلب امضاکنندگان نامه از اعضاء انجمن نیستند وگرنه می‌دانستند که اعضاء هیات مدیرة انجمن انتصابی نیستند و با رای اعضائی که در جلسة مجمع عمومی شرکت می‌کنند انتخاب می‌شوند.  لذا ضروی می‌نماید که علاقمندان به انتخاب‌کردن و انتخاب‌شدن، در جلسة مزبور که با نظارت وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برگزار می‌شود به عنوان عضو شرکت کنند و با انتخاب افراد مورد نظرشان خواسته‌های خود را عملی سازند.  زیرا رأی بی‌واسطه و مستقیم مستلزم حضور و عضویت نویسندگان این نامه در انجمن است.

در اینجا توجه امضاء کنندگان نامة یادشده را به ترکیب هیات مدیره فعلی جلب می‌نماید.  این هیات از اعضاء پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، دانشگاه الزهرا، دانشگاه پیام‌ نور، دانشگاه تربیت مدرس، دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه علاّمه طباطبائی تشکیل گردیده که همگی با رای اعضاء حاضر در جلسة مجمع عمومی مورخ ۱۳/۴/۱۳۹۲ انتخاب شده‌اند.  اگر در این مجموعه اعضاء هیات علمی دیگر مراکز آموزشی در ایران حضور ندارند به این دلیل است که برای پذیرش این مسؤلیت اعلام آمادگی نکرده‌اند یا رای لازم را کسب نکرده‌اند.

جهت تقویت انجمن برای بر‌آورده‌‌ساختن خواست‌های منطقی و به حق اعضاء و گسترش کیفی این‌ رشته در ایران و شناساندن آن در سطح ملی نیازمند شرکت فعال تمامی دانشجویان و دانش‌آموختگان این رشته از سراسر ایران هستیم تا با تکیه بر این نیروی علاقمند و کارآمد بتوانیم قدمی مثبت برای ارتقاء جایگاه مطالعات زبانی در ایران برداریم. در خاتمه از عزیزان نویسندة این نامه تقاضا دارد همواره به این نکته توجه داشته باشند که انجمن زبان‌شناسی ایران یکی از انجمن‌های علمی کشور است و متفاوت از انجمن‌های صنفی، و وابسته به وزارت محترم کار است.

با سپاس از علاقه و مهر شما

هیات مدیرة انجمن زبان‌شناسی ایران

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دارکنِس و وَندِنبوش برگردان آتوسا رستم بیک تفرشی

موضوع «زبان و مذهب» از مباحث نسبتا جدید زبان­شناسی اجتماعی است و در واقع رشد نظام­مند حوزۀ «زبان و مذهب» به عنوان شاخه­ای از زبان­شناسی اجتماعی به دهۀ گذشته می­رسد[2]. با نگاهی اجمالی به تاریخچۀ زبان­شناسی اجتماعی درمی­یابیم که اهمیت مذهب به عنوان یکی از عوامل تأثیرگذار در پژوهش­های مرتبط با تنوع زبانی، تغییر زبان، حفظ زبان، سیاست­ها و برنامه­ریزی زبانی در آثار برخی از افرادی که به عنوان پدر این شاخۀ زبان­شناسی نام گرفته­اند، مشهود است. به عنوان نمونه، اینار هوگن[3]در «زبان نروژی در آمریکا (1953)[4]» به موضوع وابستگی مذهبی، هویت و تغییر زبان در میان نروژی­های ساکن آمریکا می­پردازد.

مترجم: آتوسا رستم­بیک تفرشی[1]

موضوع «زبان و مذهب» از مباحث نسبتا جدید زبان­شناسی اجتماعی است و در واقع رشد نظام­مند حوزۀ «زبان و مذهب» به عنوان شاخه­ای از زبان­شناسی اجتماعی به دهۀ گذشته می­رسد[2]. با نگاهی اجمالی به تاریخچۀ زبان­شناسی اجتماعی درمی­یابیم که اهمیت مذهب به عنوان یکی از عوامل تأثیرگذار در پژوهش­های مرتبط با تنوع زبانی، تغییر زبان، حفظ زبان، سیاست­ها و برنامه­ریزی زبانی در آثار برخی از افرادی که به عنوان پدر این شاخۀ زبان­شناسی نام گرفته­اند، مشهود است. به عنوان نمونه، اینار هوگن[3]در «زبان نروژی در آمریکا (1953)[4]» به موضوع وابستگی مذهبی، هویت و تغییر زبان در میان نروژی­های ساکن آمریکا می­پردازد. اثر فیشمَن[5] و همکاران با عنوان «وفاداری زبانی در ایالات متحدۀ آمریکا[6]، (1966)» را می­توان راهنمایی برای رویکردهای میان­رشته­ای در نظر گرفت که به نقش عوامل مذهبی در فرایند فرایندهای تغییر و حفظ زبان در بافت مهاجرت می­پردازد. به غیر از هوگن و فیشمن، ویلیام ستوارت[7]  و چارلز فرگوسن[8] نیز به بررسی تأثیر متقابل زبان و مذهب پرداخته­اند. ستوارت (1968: 541) در رده­شناسی زبان­شناسی اجتماعی خود برای توصیف چندزبانگی ملی، نقش مذهبی زبان را (به عبارتی کاربرد اولیۀ زبان در تشریفات مذهبی یک مذهب خاص) به عنوان یکی از 10 نقش زبان فهرست می­کند. زمانی که مقالۀ دیوید کریستال[9] دربارۀ زبان و مذهب (1966) و مجلد ویراستۀ ویلیام سامارین[10] با عنوان زبان و مناسک مذهبی[11] (1976) منتشر شده بودند، فرگوسن (1982) جنبشی قدرتمند را در زمینۀ مطالعۀ همبستگی توزیع نظام­های خط و گسترش مذهب بنیان نهاد. فرگوسن (1982) با تکیه بر پژوهش­های پیشین به ضرورت بعد مذهبی در مطالعۀ الگوهای دوزبانگونگیِ کاربرد زبان[12] (فرگوسن 1959) و برنامه­ریزی زبان[13] (فرگوسن 1968) اشاره می­کند. در کنار همۀ این رویکردها، مطالعاتی که به جنبه­های زبانی سیاست مستعمراتی می­پردازند نیز به عوامل مذهبی توجه داشته­اند و به بررسی موشکافانۀ تأثیر فعالیت­های میسیونری در سراسر جهان بر معیارسازی و مستندسازی زبان­های در خطر پرداخته­اند. همچنین از طریق بررسی آشکار و منتقدانۀ «تأثیرات دسیسه­آمیز» گسترش زبانی با انگیزه­های مذهبی رابطۀ بین زبان و مذهب و وضعیت گویشوران زبان را مورد مطالعه قرار می­دهند.

یکی از راه­هایی که ما را با گسترۀ پژوهش­های حیطۀ زبان و مذهب آشنا می­کند، بررسی چارچوب ارائه شده در دایره المعارف فشردۀ زبان و مذهب[14] (2001) ویراستۀ سایر و سیمپسون[15] است. به غیر از بخش هفتم این کتاب که به زیستنامۀ افراد تأثیرگذار این حیطه اختصاص داده شده است، شش بخش اصلی این دایره­المعارف به این شرح هستند: بخش اول: زبان در بافت مذاهب خاص: این بخش اطلاعات کلی دربارۀ تنوع وسیع مذاهب (به عنوان مثال، مذاهب سنتی آفریقایی، مذاهب بومی استرالیایی، مسیحی، بودایی، اسلام، یهودی و غیره) و به­ویژه بر نقش زبان در هر یک از این مذاهب متمرکز است. بخش دوم: متون مقدس و ترجمه: تمرکز در این بخش بر متون مقدس است (تورات، انجیل، قرآن و غیره) همچنین بر اهمیت ترجمۀ متون مذهبی تأکید می­شود. بخش سوم: زبان­ها و اسناد مذهبی: این بخش به نقش برخی از زبان­ها یا گونه­های زبانی (مانند لاتین کلیسایی، اسلاویای کلیسایی، آرامی یهودی، پنجابی و غیره) در تاریخ و توسعۀ مذهب می­پردازد. همچنین مدخل­هایی دربارۀ رشد الفبا، کشف و شناسایی خطوط قدیمی و برخی از متون مقدس قدیمی دارد. بخش چهارم: کاربردهای خاص زبان: این بخش عمدتا به موضوع کاربرد ویژۀ زبان در متون عبادی (مانند مانترا (ذکر)، گلاسولالیا (سخنان نامفهوم ناشی از خلسگی) و سکوت در متون وابسته به علوم الهی (مانند استفاده از استعاره، حکایات و غیره)، در بافت تجربه­های مذهبی (مدیتیشن و غیره) و در زندگی روزمره (مانند دعا و نفرین) می­پردازد. بخش پنجم: باورهایی دربارۀ زبان: این بخش مباحث فلسفی در باب زبان مذهبی در آیین بودایی، مسیحیت و هندوئیسم را پوشش می­دهد. همچنین به باور وجود قدرت جادویی واژه­ها و اسامی در زبان می­پردازد. بخش ششم: مذهب و مطالعۀ زبان:  این بخش شامل مقالاتی است که توسط پژوهشگران در این حیطه نگارش شده است (مانند، پژوهش­هایی در زبان­شناسی عربی، چینی، فارسی) و یا موضوع پژوهش­های گروهی بوده است (مانند مدرسۀ تابستانی زبان­شناسی).

اسپولسکی[16] (2006) نیز چارچوبی را برای بررسی رابطۀ زبان و مذهب ارائه داده است که این جنبه­ها را در بر می­گیرد: 1- تأثیر مذهب بر زبان: موضوعاتی که در این حیطه می توانند مورد بررسی قرار گیرند شامل تأثیر مذهب بر انتخاب زبان، حفظ زبان و قرض گیری واژگانی است. 2- تقابل زبان و مذهب: پژوهش­ در این جنبه، به عنوان مثال به اثر متقابل مذهب و زبان در جوامع چندزبانه  می پردازد. آنچه در نتیجل این تعامل به خطر می افتد تک زبانگی و جمع­گرایی مذهبی است. 3- تأثیرات زبان و مذهب: یکی از موضوعاتی که در این حیطه می تواند مورد بررسی قرار گیرد نقش زبان در شکل­گیری اجتماع­های مذهبی است. 4- زبان، مذهب و باسوادی: در این حیطه جنبه­هایی مانند تأثیر زبان و مذهب بر باسوادی مورد بررسی قرار می­گیرند. البته اسپولسکی خود، این طبقه­بندی را کاملا قانع­کننده نمی­یابد و اذعان می­دارد که در این چارچوب همۀ ابعاد پوشش داده نمی­شوند( اسپولسکی، 2006: 7).

ویلیامز[17]، زبان­شناس ولزی در کتاب خود با عنوان «زبان­شناسی اجتماعی، نقدی جامعه­شناختی (1992)» یک فصل را به کارکردگرایی ساختاری پارسونی[18] اختصاص داده است. ویلیامز توضیح می­دهد که چگونه کارکردگرایی ساختاری «ظرفیت انسانی برای ایجاد و انتقال فرهنگ» را به  «ظرفیت کلی­تر سازگاری با محیط» ارتباط می­دهد. مذهب در اینجا نقش مرکزی ایفا می­کند و «همگانی تکاملی اولیه» در نظر گرفته می­شود. با وجود این برای اینکه عملکرد مؤثری داشته باشد باید از طریق «زبان در مقام دومین همگانی تکاملی» در فرایند ارتباط دخیل باشد. همانند خویشاوندی (از منظر تولید نسل اهمیت دارد) و فناوری (از منظر ارتباط با محیط فیزیکی حائز اهمیت است)، مذهب و زبان نیز به عنوان عناصر مردم­شناختی در تحول بشر در نظر گرفته می شوند. رابطۀ نزدیک بین زبان و مذهب و انعکاس آن در گاهوارۀ تمدن از گذشته­های دور مورد توجه بوده است و در بسیاری از مذاهب و اسطوره­ها منشأ الهی برای زبان در نظر گرفته شده است. در عین حال، از «زبان مذهبی[19]» هم سخن به میان آمده است.

زبان مذهبی را در مفهوم خرد آن می­توان اینگونه تعریف کرد: «زبانی که به طور مداوم توسط مذهب یا در حوزۀ مذهبی» مورد استفاده قرار می­گیرد (سامارین، 1987: 85). در این مفهوم، زبان مذهبی نوعی زبان است که به طور خاص در فعالیت­های مذهبی مورد استفاده قرار می­گیرد و کاربردهای دیگر آن بسیار محدود است شاید به یکی از دروس مدرسه یا در مقام یک زبان ادبی یا پژوهشی (فسولد، 1987: 77-78) محدود شود و  حتی در آن صورت نیز هدف زبان مذهبی عمدتا ایجاد امکان مشارکت نویسنده یا پژوهشگر در رسومات مذهبی است (بیکر[20]، 2000: 178-179 دربارۀ مذهب و یادگیری زبان)

نقش مذهب در معیارسازی زبان و نیز بر گسترش جغرافیای زبان از موضوعات مطرح در این حیطه است. ترجمه متون مقدس بر فرایند معیارسازی بسیاری از زبان­ها نیز تأثیر داشته است. به عنوان نمونه، برخی از زبان­های اقلیت و ناحیه­ای در سراسر اروپا هنوز در فرایندهایی چون انتخاب هنجار، تدوین و غیره با چالش مواجه هستند. مذهب در گسترش تنوع زبانی نیز نقش مهمی ایفا می­کند و به ویژه مبلغین مذهبی می­توانند با آموزش و واژگان و دستور یک زبان مذهبی در گسترش جغرافیایی آن تأثیرگذار باشند.

رابطۀ بین زبان، مذهب و نشانگرهای هویت نیز از دیگر چارچوب­های پژوهشی این حیطه به­شمار می­رود. مفهوم هویت طبق تعریف هارمان[21] (1995:8) اینگونه است: «یک اصطلاح کلی که طیفی از تجربه­های متفاوت را پوشش می­دهد». البته این به آن معنی نیست که نمی­توان هویت یا فرایند همزادپنداری را به شیوه­ای نظام­مند مورد بررسی قرار داد. هارمان (1996:22) از منظری انسان محور­، مکانیسم همزادپنداری به این معنا است که فرد سعی می­کند دنیا را به شیوه­ای دوتایی مقوله­بندی کند، بر مبنای آنچه که فرد هست یا می­خواهد باشد و یا آنچه که فرد نیست یا نمی­خواهد باشد. بررسی رابطۀ بین هویت و مذهب نیز از دیگر حیطه­های زبان­شناسی اجتماعی است.

آنچه مسلم است مرور چارچوب­هایی که تا کنون ارائه شده است به این معنا نیست که همۀ چاچوب­ها بررسی شده است. ولی به یقین می­توان گفت که رابطۀ بین زبان و مذهب از جنبه­های مختلف می­تواند مورد توجه زبان­شناسی اجتماعی قرار گیرد و خود از عرص­های پژوهشی وسیعی است که کم­تر به آن پرداخته شده است.

منابع

Baker, Colin (2000): A parents’ and teachers’ guide to bilingualism (2nd edition). Clevedon:Multilingual Matters.

Crystal, David (1966): Language and religion. In: Sheppard, Lancelot (Ed.): Twentieth century Catholicism. New York: Hawthorn Books, 11-28.

Darquennes, J., & Vandenbussche, W. (2011). Language and religion as a sociolinguistic field of study: some introductory notes.Sociolinguistica: Internationales Jahrbuch für Europäische Soziolinguistik= International Yearbook of European Sociolinguistics= Annuaire International de la Sociolinguistique Européenne, (25), 1-11.

Fasold, Ralph (1987): The sociolinguistics of society. Oxford: Blackwell.

Ferguson, Charles (1959): Diglossia. In: Word 15, 325-340.

Ferguson, Charles (1968): St. Stefan of Perm and applied linguistics. In: Fishman, Joshua A./Ferguson, Charles/ Das Gupta, Jyotirinda (Eds.): Language problems of developing nations. New York: Wiley, 253-265.

Ferguson, Charles (1982): Religious factors in language spread. In: Cooper, Robert L. (Ed.):Language spread. Bloomington: Indiana University Press, 95-106.

Fishman, Joshua A. (2006): A decalogue of basic theoretical perspectives for a sociology of language and religion. In: Omoniyi/ Fishman (Eds.), 13-25.

Fishman, Joshua A. et al. (1966): Language loyalty in the United States. The maintenance and perpetuation of non-English mother tongues by American ethnic and religious groups. The Hague: Mouton.

Haarmann, Harald (1995): Europeanness, European identity and the role of language – Giving profile to an anthropological infrastructure. In: Haarmann, Harald (Ed.): Europنische Identitنt und Sprachenvielfalt (Sociolinguistica 9). Tubingen: Niemeyer, 1-55.

Haarmann, Harald (1996): Identitat. In: Goebl, Hans/ Nelde, Peter H./ Wolck, Wolfgang/ Stary, Zdenek (Eds.): Kontaktlinguistik. Band I. Berlin/ New York: de Gruyter, 218-233.

Haugen, Einar (1953): The Norwegian language in America: A study in bilingual behavior. Philadelphia: University of Pennsylvania Press.

Samarin, William (1976): Language in religious practice. Rowley, MA: Newbury House.

Samarin, William J. (1987): The language of religion. In: Ammon, Ulrich/ Dittmar, Norbert/ Mattheier, Klaus J. (Eds.):Sociolinguistics. An international handbook of the science of language and societyVol 1. Berlin/ New York: de Gruyter, 85-91.

Sawyer, John F.A./ Simpson, J.M.Y. (Eds.) (2001): Concise encyclopedia of language and religion. Amsterdam: Elsevier.

Spolsky, Bernard (2006): Introduction. Part II. In: Omoniyi/ Fishman (Eds.), 4-9.

Stewart, William (1968): A sociolinguistic typology for describing national multilingualism. In: Fishman, Joshua A. (Ed.): Readings in the sociology of language. The Hague: Mouton, 531-545.

Williams, Glyn (1992): Sociolinguistics. A sociological critique. London: Routledge.

[1] . استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

[2] . این مقاله ترجمه و تلخیص مقالۀ دارکنِس و وَندِنبوش (2011)، با عنوان «زبان و مذهب به عنوان شاخه­ای از زبان­شناسی اجتماعی : برخی نکات مقدماتی» است.

[3]. Einar Haugen

[4]. The Norwegian Language in America

[5]. Joshua A.Fishman

[6]. Language Loyalty in the United States

[7]. William Stewart 

[8]. Charles Ferguson

[9]. David Crystal

[10]. William Samarin’s

[11]. Language in Religious Practice

[12]. Diglossic patterns of language use

[13]. language planning

[14] .Concise encyclopedia of language and religion

[15] .John F. Swayer and J.M.Y. (‘Seumas’) Simpson

[16]. Spolsky

[17] .Williams

[18] .Parsonian

[19]. religious

[20] Baker

[21] Haarmann





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مقاله مقایسه کنشهای گفتار در پیامک های فارسی زنان و مردان جوان



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

انجمن زبان‌شناسی ایران با همکاری پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و نشر نویسه پارسی برگزار می‌کند:

دومین همایش ملی زبان شناسی حقوقی

 

زمان برگزاری: 28آبان1394

مکان برگزاری: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

برنامه و عنوان سخنرانی ها: اینجا کلیک کنید

شرایط و شیوه ثبت ­نام: اینجا کلیک کنید

لینک ثبت نام: http://epayment.lsi.ir/





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فاطمه سیارپور

بنا به نظر برخی انسان شناسان، ظهور تقسیم کار جنسیتی میان زن و مرد در جوامع شکارگر و جمع آوری کننده، مبنای تفاوت های جنسیتی میان آنان شد، امری که تاکنون نیز ادامه داشته و بسیاری از تعاملات، کنش های بشری، فرهنگ ها و جوامع گوناگون از خلال آن پدید آمده اند. از سوی دیگر با ورود به عصر مدرن و همزمان با انقلاب صنعتی شاهد بروز سه موج علیه پدیده ای بوده ایم که در قالب تئوری های فمینیستی و اخیرا مطالعات جنسیتی قابل تحلیل و بررسی شده اند...

 

و اکنون در سراسر دنیا توجه به دنیای زنان به بخش قابل ملاحظه ای از ادبیات دانشگاهی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، خانوادگی و غیره بدل شده است. اما هنوز و با توجه به دو سده تلاش برای به عرصه آمدن و دیده شدن زنان به مثابه نیمی از جمعیت جامعه انسانی، نمی توان گفت که این توجه توانسته به یقین از بخش زیادی از مشکلات حضور زنان در فضای اجتماعی اعم از خانواده تا جامعه  بکاهد، اما توانسته بخش زیادی از توجه محافل علمی، سیاسی و غیره را به سویی رهنمون سازد که اکنون  بدانیم به ویژه در سنت ادوارد سعید  مستشرق فلسطینی-آمریکایی و به تبعیت از آن لیلا ابولقود انسان شناس فلسطینی-آمریکایی، هر گونه تلاش برای به دست آوردن آن چه در ادبیات فمینیستی غربی، احقاق حقوق زنانه می نامیم، به ناچار راه به سویی می برد که در روزگاری نه چندان طولانی آینده خصوصا در مورد ساکنان مناطقی که اکنون با نام خاور میانه شناخته می شوند، باید گروه هایی شکل بگیرند که در قالب پژوهش های دانشگاهی و مطالبات سیاسی، خواستار احقاق حقوق مردان شوند. با آگاهی به این موضوع و ضمن داشتن این رویکرد و پرهیز از نگاه تک جنسیتی، در این یادداشت به طرح این مسئله می پردازیم که پدیده زن ستیزی (misogyny) چگونه خود را در شبکه های اجتماعی مجازی نشان می دهد؟ و با توجه به حضور گسترده زنان در عرصه های دانشگاهی و تحصیلات عالی و داشتن شغل (اگرچه با آماری حدود 13 درصد در کشور)، که بیش از هر چیز نشان دهنده پذیرش ذهنی، فکری، روانی و فرهنگی این جنسیت به ویژه با اتخاذ سیاست های فرهنگی پس از انقلاب در لایه های مختلف اجتماعی ما با در نظر گرفتن نرخ نزدیک به صفر آن حدود چند دهه پیش است، اساسا  به چنین تناقضاتی چه پاسخی می توان داد که عرصه مدرنی مانند فضای سایبری چگونه از توهین و تحقیر و تضعیف این جنسیت در امان نیست و شبکه های مختلف به ویژه نرم افزارهای شبکه ای تلفن های همراه، عرصه ای برای خودنمایی مردان علیه زنان می شود و آن چه در قالب "لطیفه"و در سطحی  دیگر "جوک"  به قصد خنداندن و آوردن لبخند بر لبان دوستان و همراهان و اعضای خانواده و همکاران و سایرین به سرعت برق منتشر می شود، با دست یازی به انواع صنایع زبانی مانند تشبیه و استعاره و کنایه آن هم در شکلی بسیار پیش پاافتاده و مبتذل، حاکی روایت های روزمره از زندگی زنان و مردان ایرانی می شود که لزوما و نه در هیچ شکل دیگری، در قالب یک رابطه فرادست/ فرودست، زنان را در نقطه پایین تر جایگاه مردان قرار می دهد و از آنان چهره ای بی نهایت ابله می سازد که توان هیچ پردازش ذهنی و اجتماعی به ویژه توانش های زبانی که با توجه به دستاوردهای علوم شناختی مبنای هرگونه رشد و تفکر و بالندگی در ذهن و اجتماع هستند، را ندارند.

در پاسخ به چنین پرسش هایی ابتدا باید گفت، آن چه مبنای بازتولید (reproduce) این رابطه نابرابر در شبکه های اجتماعی می شود بیش از هر چیز یک قالب زبان شناختی دارد، و بر این فرض استوار است که زنان از فهم کلمات و جملات مردان ناتوانند و در سطحی دیگر قدرت تشخیص موقعیت هایی را ندارند که ممکن است با کلمات شبیه هم بیان شود. از سوی دیگر به نظر می رسد تقسیم حوزه زبانی به نوشتار یعنی آن چه در اسکرین ها و صفحات مبایل و تبلت به صورت "نوشته" توسط مردان منتشر می شود و"گفتار" یعنی آن چه مدعی می شوند که از زنان شنیده شده و توسط مردان به شکل لطیفه در می آید و به صورت نوشته -هر چند در شکلی مبتذل که شبیه نثر هیچ طنزپرداز صاحب نام فارسی زبان از دوران ادبیات کلاسیک تا مدرن نیست- منتشر می شود، اگرچه امر جدیدی نیست اما در این جا هم اتفاق افتاده و نشان می دهد که مردان همچنان خواهان آنند که عرصه زبان را از حضور زنان خالی نگه دارند و اجازه ورود و کنشگری فعالانه را به آنان ندهند و این مسئله بیش از هر چیز می تواند به این امر اشاره داشته باشد که تاکید بر حفظ دوگانگی نوشتار/ گفتار از سوی مردان و تقسیم آن به نوشتار مردانه و گفتار زنانه ایجاد نوعی میدان مبارزه برای رودررویی با حریفی است که بیش از هر چیز او را به مثابه سوژه و معنا در نظر گرفته و خود را به مثابه بیان در نظر می گیرد و چنان چه عبداله غذامی پژوهشگر فرهنگی و منتقد ادبی عرب با تبیین و تحلیل قصه های هزار و یک شب در کتاب زن و زبان نیز می گوید در رابطه میان معنا و بیان مسلما میدان قدرت در دست بیان است و معنا در هر صورت سوژه ای است که به شکل دلخواه و به تعبیری دیگر دستکاری شده (manipulated) به بیان در می آید. بنابراین در این جا به نکته ای می رسیم که بیش از همه پژوهشگران علم و فلسفه در نزد سیمون دوبوار به ویژه در کتاب جنس دوم به دقت تبیین شده که طی آن زن، زن به دنیا نمی آید بلکه زن می شود و این بیش از هر چیز ناظر بر آن است که فرهنگ نه تنها قدرت تعریف زنانگی را دارد بلکه  از آن بالاتر با دست یازی به ابزار قدرتمند زبان، می تواند گونه ای از زنانگی را بازتولید کند که لزوما با واقعیت منطبق نیست و حتی می تواند از آن فاصله های زیادی داشته باشد و بدتر آن که زنانگی به شکلی که به مثابه یک واقعیت اجتماعی(social fact) در لایه های مختلف جامعه بروز یافته و متجلی شده، هیچ گاه مجال نمایش و عرضه و بازنمایی (representation) نیابد .

در این میان باید پرسید چرا زن ستیزی اتفاق می افتد؟ در پاسخ باید گفت روی دیگر سکه زن ستیزی،  زن هراسی (gynophobia) است و هراس از زن نه به مثابه  یک انسان، بلکه به مثابه یک پدیده اجتماعی امر فراگیری است که طبیعتا شبکه های اجتماعی حتی با توجه و در نظر گرفتن زیرساخت های تکنیکی مدرن و پیشرفته که محصول عصر مدرن تفکر انسانی است، نمی تواند به خودی خود مانع ظهور چنین ادبیات سخیفی باشد و به نظر می رسد هر جا که زبان بتواند وارد شود، همواره امکان و احتمال زن ستیزی به دلیل زن هراسی وجود دارد زیرا به هر حال زبان ابزار فرهنگ است و راه مقابله با آن رفتن زنان به سوی حوزه های نوشتاری در زبان است تا زنانگی بازتعریف شده توسط زنان به داوری کل اجتماع گذاشته شود تا مشخص شود آن  نوشتاری که اکنون با ابتذال هر چه بیشتر در شبکه های اجتماعی حضور دارد، صرفا محصول زبان مردانه ای است که وجود خارجی ندارد. اما نباید این نکته را هم از نظر دور داشت که با وجود تبادلات چندصد میلیونی روزانه کاربران فارسی زبان حوزه ایران فرهنگی، بسیاری از مردانی هم هستند که به این رویه معترضند و در برابر هر پیامی که به سرعت با چنین محتواهایی منتشر می شوند موضعی نقادانه و جدی می گیرند و نه تنها خود چنین مواردی را منتشر نمی کنند بلکه در برابر همجنسان خود می ایستند و همین پدیده به خودی خود امر مبارکی است که نشان می دهد زبان فارسی به سوی بازشدن و گشایش به سمت زبان زنانه (با تعریفی که در این نوشته آمد و نه لزوما در معنای ادبیاتی مانند تولید رمان و داستان که شرح آن در این مجال نیست) می رود و زنان نیز باید با تولید هر چه بیشتر در حوزه زبان به بازتعریف واقعی زنانگی در شکل گسترده و عام آن بپردازند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 43 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :